هوشنگ ابتهاج

هوشنگ ابتهاج
نازنین آمد و دستی به دل ما زد و رفت
پرده ی خلوت این غمکده بالا زد و رفت
کنج تنهایی ما را به خیالی خوش کرد
خواب خورشید به چشم شب یلدا زد و رفت
درد بی عشقی ما دید و دریغش آمد
آتش شوق درین جان شکیبا زد و رفت
خرمن سوخته ی ما به چه کارش می خورد
که چو برق آمد و در خشک و تر ما زد و رفت
رفت و از گریه ی توفانی ام اندیشه نکرد
چه دلی داشت خدایا که به دریا زد و رفت
بُوَد آیا که ز دیوانه ی خود یاد کند ؟
آن که زنجیر به پای دل شیدا زد و رفت
سایه آن چشم سیه با تو چه می گفت که دوش
عقل فریاد برآورد و به صحرا زد و رفت

/ 3 نظر / 41 بازدید
بنفشه

[دست][دست][دست][دست][دست][دست][گل]

انجمن ادبی ایرانیان

با سلام بالاخره تمامی زحمات شبانه روزی ما جواب داد انجمن ادبی ایرانیان تا چند روز دیگر آغاز به کار میکند. مکانی زیبا برای ارائه ی همه ی زیبایی هایی که خلق میکنیم و دوست داریم تا دیگران هم این زیبایی ها را ببینند و از خواندنش لذت ببرند. محیطی بسیار جذاب و کاربرپسند با امکاناتی فوق العاده زیبا میخواهیم کتابی بزرگ از ادبیات ایرانیان در فضای مجازی ایجاد کنیم.کتابی که دربردارنده ی مطالب تمامی ایرانیان ادب دوست و ادب پرور باشد. علاقمندان می توانند username مورد علاقه خود را به نشانی anjoman1390@gmail.com ایمیل نمایند.اولویت با عزیزانی است که زودتر ایمیل ارسال نمایند. تمامی عزیزان میتوانند دارای محیطی به آدرس اینترنتی username.adabsara.com باشند. منتظر خبر آغاز به کار سایت باشید

هوشنگ بلوچی

سلام دوست عزیز وب خوبی داری قصد تبادل لینک دارم منو با اسم آرش98 لینک کن بیا تو وبم بگو با چه اسمی لینکت کنم